یه مشت درد و دل و حرف
نامه هایی که اصلا هرگز نباید نوشته می شدند و باید بلافاصله نابود می گشتند ، همانهایی هستند که ارزش نگهداری دارند.....
سیدنی ترمان
بهترین هدیه ، بخشی از وجود خود انسان است .... و آن چیزی جز قلب نیست.
رالف والدو امرسون
پیش از ازدواج چشمهایتان را خوب بگشائید و پس از آن ، آنها را نیمه باز نگهدارید .
بنجامین فرانکلین
شرایط زندگی با سرنوشت و مقدرات ، ما را به راههای باریک زندگی می کشاند.
جبران خلیل جبران
یک مرد همیشه باید دوستی ها و علاعقش را مورد بازسازی و اصلاح قرار دهد.
ساموئل جانسون
شادی تنها از طریق محبت حاصل می گردد... شادی حاصل نفرت و خشم نیست...
دلایی لاما
یک عاشق بزرگ کسی است که هرگز قلب ساده و بی آلایشی را از دست ندهد ..!
نویسنده گمنام
هرگاه قلبمان کسی را برای برقراری ارتباط انتخاب می کند ، باید بدانیم او همان کسی است که ما را خوشبخت خواهد ساخت .
دکتر جان گری
جمله ای زیباتر از هر جمله ای که می تواند زندگیها را موفقیت آمیزتر کند ، " مال من ... " است .
رابرت کوئیلین
آن زوجی که بتوانند به روی هم عاشقانه لبخند بزنند ، با لبخند یکدیگر را ببوسند ، با تبسم همدیگر را در آغوش بگیرند ، در عشق و محبت متقابل بر تمام زوجهای آشنایشان که صدایی ناهنجار و چشمانی وحشت زده دارند ، برتری خواهند داشت و از عشق طولانی بهره مند خواهند شد . هیچ چیز به اندازه عشق همراه با شادی و خوشی ،تا این اندازه تازه و سرسبز نخواهد بود ....
جورج جین ناتان
عشق کور نیست ، بلکه چشم دل را نیز می گشاید ، اما چون بیشتر می بیند ، مشتاق است که کمتر متوجه بشود .
رابی جولیوس گوردون
آهنگ صدا ، دل انگیز است ، اما طنین قلب ندایی ناب و بی آلایش از جانب بهشت است جبران خلیل جبران
قصه عشق مسیر رسیدن است ، اما این خود عشق است که هدف قصه ی ماست
گریگوری گودک
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 0:25 موضوع | لینک ثابت
به نام خدای یگانه که هستی هر هستی به هستی اوست
شبی مجنون به لیلی گفت که ای محبوب بی همتا
ترا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
سلام به همه ی دوست های عزیزی که از این وبلاگ دیدین می کنند و از مطالب اون استفاده می کنند وازهمه مهمتر اینکه به این عاشق دل شکسته و تنها سری می زنند . برای جست و جوی بیوگرافی من به این نوشته ها سرس بزنید و بعد ادامه...
افت جان و دل و دین است عشق ای خریدار بلا این است عشق
سوختم از آتش دل در میان موج اشک شوربختیست که در آغوش دریا سوختم
نام : فاطمه
نام خانوادگی : گودرزی
تاریخ تولد : 3/12/1370
لقب : فرشته کوچولو
علاقه مندیها : پیانو ، بسکتبال ، ادب فارسی کهن ، گل پانیز سفید ، رنگ سبز فسفری ، کتاب شعرایی چون رهی ، نیما ، پروین ، سهراب
رشته تحصیلی : کامپیتر
من با سن کمی که دارم یک غزل سرا و قصیده سرای زبردستی هستم و گاهی اوقات شعرهای نیمایی هم می سرایم .
این بود اندکی از زندگی کوتاه اما بلند بنده
با آرزوی سلامتی و سربلندی و موفقیت برای همه ی شما عزیزان ؛
والنتاین مبارک
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت
والنتاین مبارک
یکی از روش هایی که می توان توسط آن حتی در طول یکبار محبت را آنطور که شایسته است در طبق اخلاص گذاشت و مقابل روی معشوق گرفت ، سنت " روز والنتاین " است که به حرمت شهادت " والنتاین قدیس " شهید عشق ، آنروز را " روز عشق " نامیده اند....
والنتاین قدیس ، یکی از روحانیون مسیحی که در زمان کلودیوس دوم ، امپراتور روم میزیسته ،است . این امپراتور ازدواج را در زمان خود ممنوع می کند تا مردان برای پیوستن به ارتش او وابستگی خانوادگی نداشته باشند ، اما والنتاین که کشیش جوانی بوده ، بطور پنهانی دختران و پسران جوان را به عقد یکدیگر در می آورده و سرانجام نیز جانش را برسر این کار می گذارد . از آن پس چهاردهم فوریه مصادف با بیست و پنجم بهمن ماه را " روز والنتاین " که همان روز عشق و عشاق است نامگذاری کردند ، روزی که تمامی عاشقان و دلدادگان در سراسر پهنه ی زمین آنرا پاس می دارند ، به یکدیگر هدایای زیبا و بامزه ی عاشقانه می دهند ، لباس های قرمز می پوشند و با انواع شکلاتها و کاکائوهای خوشمزه از یکدیگر پذیرایی می کنند ... و به این شکل گرامیداشت این روز ، یاد و خاطره ی مردی که به بنیان خانواده عشق می ورزید و بار دیگر آنرا بنا نهاد را به جشن و شادی می پردازد.
پس چه زیباست اگر به این بهانه های کوچک نیز بتوانیم راههایی برای ابراز عشق بیابیم .
هرکس دل به دریا زد رهایی یافت ./
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 0:12 موضوع | لینک ثابت
می خواهم از خودم بگم
دیگه از شهر و دیار شعر نمی گم دیگه از دوری یار شعر نمیگم دیگه با چرخ زمون کار ندارم از تو و از روزگار شعر نمی کم میخوام از خودم بگم خودمواشک چشام خودمو درد و دل و بغض صدام می خوام از دلم بگم که یه عمر عاشقه عاشق گلدون و گل گلهای شقایقه بزار از چشام بگم که دیگه سو نداره توی صد هزار تا گل یکی شم بو نداره بزار از رگام بگم که دیگه خون نداره اسمشه زندم هنوز اما بدنم جون نداره![]()
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 21:28 موضوع | لینک ثابت
Va inak baray to eshghe az dast rafte minevisam
Minevisam ta hoveydaye
Asheghe hamishe montazer: divaneye abadi
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 21:16 موضوع | لینک ثابت
اگر تو بازنگردی نهال های جوان اسیر گلدان را کدام نوازشگر آب خواهد داد ؟ چه کسی به جای تو آن پرده های توری را به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد ؟ اگر تو بازنگردی امید آمدنت را بگور خواهم برد و کس نمی داند که در فراق تو دیگر چگونه خواهم زیست چگونه خواهم مرد!
عاشق همیشه منتظر
نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 1:14 موضوع | لینک ثابت
می خواهم بسرایم از تو آری تو را گویم که من را بیقرارترین عاشق روی زمین کردی تو که با اسمت دلم را لرزاندی و قلبم را ربودی می خواهم بگویم از لحظه های سخت زندگی که با تو بودن آن را شیرین و خوش کرد می خواهم بگویم که تو برکت زندگی حقیرانه و کلبه ی درویشیم هستی و خواهی بود و می خواهم بگویم حس غریبی که نسبت به خدا داشتم را برایم آشنا کردی و باعث شدی از حرفهایت انس بگیرم و سخت عاشق شوم . ای حس غریبم که همیشه با منی دوستت دارم .![]()
![]()
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 15:21 موضوع | لینک ثابت
تقدیم به یگانه عشق آرزوهام ای تو جاری شده در قشنگترین دقیقم
ای تو با من آشنا ناجی قلب عاشقم
ای تو پیدا شده در لحظه انتخاب دل
ای تو در سکوت شب بهار پاییز دلم
قسم به دانه ی باران بمان بهانه ی من![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 15:12 موضوع | لینک ثابت
بنام یگانه ساحل امیدواری
و بنام کسی که دوستی را پیوند داد و جوانی را در زیبایی بخش آن نهاد بیا بشکنیم دلی را که عاشق نیست اگه هست مثل شقایق نیست بیا بکوبیم دری را که به سوی خدا باز می شود به یاد آن کس که مهر و محبت را آفرید.عاشق آن نیست که عشق تکیه گاهش باشد ؛ عاشق آن است که عشق در وجودش باشد . اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید همه ی هراس و ترسش به دروغاش نمی ارزید چه اثر از این صداقت ، چه ثمر از این نجابت وقتی قد سر سوزن به " وفا " نکردیم عادت ای غایب از نظر به خدا می سپارمت جانم سوختی بدان دوستت دارم .![]()
نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 16:33 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

افسوس آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم.
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم
و برای آنچه که از دست رفته آه میکشیم
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY